مرتضى مطهرى
217
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
امام حسين فاصلهاى نبود يعنى هر دو يكى بود ، به اين شكل احتياج نبود . فقط دو سه نفر آمدند خودشان را سپر وجود آقا قرار دادند . نماز خوف در اين جنگى كه از طرف امام حسين كوچك بود به اين شكل بود . در جنگهاى بزرگ معمولًا لشگرگاه يك جاست و ميدان كه در آنجا مىجنگند جاى ديگرى است . ممكن است دو تا سه كيلومتر فاصله باشد . آنها اين فاصله را بايد طى كنند بيايند نمازشان را بخوانند و بروند . ( اسلام نماز و جهادش با يكديگر توأم است . ) اما امام حسين و يارانش آن وقت شايد سى چهل نفر بيشتر نبودند . همه در مقابل دشمن ، در همان صف جنگ و در ميدان جنگ ، حالا در اينجا مىخواهند نماز بخوانند . دشمن هم اينقدر وجدان ندارد يا بگوييم اينقدر فهم ندارد [ كه مانع نشود . ] او فكر مىكند - العياذ باللَّه - اين نماز قبول نيست . در همان حالى كه آقا نماز مىخوانْد آنها تيراندازى مىكردند و دو يا سه نفر از اصحاب بدن خودشان را سپر اين تيرها قرار دادند . دليلش اين است : اين دو ركعت نماز كه تمام شد يكى از اينها - ظاهراً سعيد بن عبداللَّه حنفى - به حال احتضار افتاد . وقتى آقا آمد به بالينش او يك جمله بيشتر نگفت : « أوَفَيْتُ » آيا من وفا كردم ؟ آيا من وظيفهء خودم را عمل كردم يا نكردم ؟ يكى از مورخين نوشته است كه راستى آن نماز روز عاشورا چه نمازى بود ! چه نمازِ از روى خلوص نيتى بود ! نمازى بود در حالى كه از دنيا و مافيها منقطع بودند . آن نماز نبود ، يك معراج براى آنها بود ، يك اللَّه اكبر شان ارزش داشت به يك دنيا نماز خواندن ، همين طور يك سبحاناللَّه شان ، يك ركوعشان ، يك سجودشان ، يك تشهدشان ، يك ايّاكَ نَعْبُدُ وَ ايّاكَ نَسْتَعين شان . ولى مىدانيم امام حسين در روز عاشورا در غير حال نماز هم ركوع و سجودى و ذكرى داشت . ذكر آخر امام آن وقتى است كه آقا از روى اسب به روى زمين افتادند . ولى اين دفعه پيشانى امام بر خاك نيست ، طرف راست چهرهاش بر خاك است ، ذكرش سُبْحانَ رَبِّىَ الْاعْلى وَ بِحَمْدِه نيست ، ذكرش اين است : بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلى مِلَّةِ رَسولِ اللَّهِ . و صلّى اللَّه على محمد و إله الطاهرين . باسمك العظيم الاعظم الاعزّ الاجلّ الاكرم يا اللَّه . . . . خدايا عاقبت امر همهء ما را ختم به خير بفرما ، ما را با حقايق دين مقدس